X
تبلیغات
قروقاطی ها - شب امتحانات وبدبختی های ما(طنز)
تاريخ : دوشنبه سیزدهم آذر 1391 | 0:45 | نویسنده : sara
خوب از اونجایی که هممون محصل هستیم وبودیم.وخودمونم میدونیم دیگه که کلا ٌچه دانش آموز چه دانشجو هممون از امتحان فراریم البته به جزیه عده که گروه محدودی رو در سرار جهان تشکیل میدن وعاشق امتحانن(این گروه به سختی افرادش در برخی ازجاهای کره های خاکی دیده میشود درصورت مشاهده آنها لطفاٌ به ما هم خبر بدید )همه اگه زور امتحان نباشه کتاب های عزیزمون نو وتازه برای نسل های دیگر ازجمله خواهر وبرادر وفک وفامیل وپسر همسایه ودختر همسایه سر وته کوچه ...که سنشون از ما کمتره باقی میمونه اما نمیزارن ما این خدمت رو به آشنایانمون کنیم .در کل این ملت فقط دوست دارن کتاب درسی چاپ کنن که درختامون تموم شه اگه امتحان نگیرن برای نسل های اینده میتونن  از اون ها استفا ده کنن.و اما بدبختی های ما که یکی دوتا نیست شب امتحان رو دریاب البته منظور امتحان های اصلی امتحان کلاسی که جز پیک نیک ماست تفننی اگه دوست داشته باشیم میخونیم اگر هم که حسش نباشه بیخیالش!!!!

مشکلات شب امتحان

۱)تازه شب امتحان متوجه میشیم اصلا درس به چه دردمون میخورد .وتا بیام به خو دمون بجنبیم که اره این درسمون که انقدر دبیر واستادش سر کلاس مخمون رو میبرد تا تو کلمون فروش کنه برای چی بوده.

۲)کلا اگه بچه خیلی زرنگی هم باشیم و صد بار تو طول سال اون درس رو خونده باشیم شب امتحان اگه یه کلمه اش یادمون بود انگار حافظه  اون درس به کلی از مغزمون پاک شده ومجبوریم از درس اول و اول کتاب شروع کنیم.

۳)تو کل عمرمون عادت نداریم ظهرها بخوابیم ها اصلا تو تابستون ها خداوکیلی چند بار شده ظهرهابخوابید حالا بیخیال میگیم اصلا خیلی خسته شدیم و روزی که فرداش امتحان داریم به خاطر خستگی حتماٌظهر باید بخوابیم ولی جالبش اینه اگه روزهای عادی یه نیم ساعت یا یه ساعت میخوابید وبعد مثل ساعت خودکار از خواب می پریدید وسیر میشدیدو خستگی تون در می رفت روز قبل امتحان انگار کوه کندی انقدر خسته ای که سرت به بالش نرسیده خوابت میبره و تازه ساعت مبایل و زنگ دارتون هم که کوک کردید وصداش در میاد  رو خاموش میکنید بعد پنج شیش ساعت هم که تو خوابید بعد با لگد وسروصدای مامانو اجی یا داداشتون که شک کردن مرده باشید از خواب بیدار میشید انگار بعد تر خستگیتون تشدید شده وچشماتون خمار تر از قبل خواب میشه.

۴)دقت کردید روزهایی که امتحان ندارید جلو تلوزیون میشینید فقط دار ید کانال میزنید که یه فیلم خوب پیدا کنید اما روز قبل امتحان انگار قشنگ ترین فیلم های جشنواره فیلم های بین المملی رو گذاشتن وما هم عین ندیده ها امتحان و همه چی از فکرمون میپره که حالا یه دونه است برم ببینم می رم میخونم دیگه اما زهی خیال باطل فیلم بعدیش قشنگ تر از قبلی و عکس العمل  ما نصبت به اون چیه رو خودتون تصور کنید.

۵)شوهر دختر خاله پسرعموی داماد خاله مامان بابات  که تو عمرت ندیدیش میزنه اون روز میاد خونتون حالا حساب کنید خاله دایی هاتون دیگه با این وضع هر روز خونتونن از شانس ما هم ما نوه ارشدیم وبزرگ فامیل و نصف فامیلمون از بچه تشکیل شده.

۶)دقت کردید روزهای عادی تو خونتون صدا از صدا در نمیاد حتی اگه بیست نفر هم خونتون باشن دارن باهم پچ پچ میکنن اونوقت روز قبل امتحان صدای دادو فریاد و خنده وشوخیشون بلند میشه حتی تو اتاقت هم باشی و دیوارات ضد صدا باشه بازم میشنوی و مطمئنا برای یه استراحت کوتاه وسوسه میشی بری بیرون که تا به خودت میای میبینی ای دل غافل ده یازده شبه.

۷)تو کل سال جدیدترین وسایل رو هم تو  خونتون میخریدید این جوری بهش زل نمیزدید وبهش نگاه نمیکردید که روز قبل امتحان وسط حفظ متن درس حواستون پرت کهنه ترین وسایل میشه ومتن درسی رو که حفظ میکردید از ذهنتون میپره.

۸)مامانتون سالی یکبارشب ها غذایی درس میکنه که زیادی شکم پر کنه و آدم تا میخوره خوابش میبره یا مخلفاتش شامل دوغ وچیزهایی هست که خواب آوره این غذا اغلب اوقات مخصوص شب امتحانیه که هیچی از صبح نخونیدی از اون و به امید نصف شب ولش کردی.

۹)درس از صبح مونده میوفته برای شب امتحان مجبوری دویست سیصد صفحه رو که تو کل سال بازش نکردی درسته قورت بدی تا به اون سوال هایی که دبیر و  استادها معلوم نیست از زیر کدوم عکس یک دریک کنارو گوشه کتابت طرح میکنن یه کوچولو جواب بدی که حداقل نیم از دو سه نمره رو بگیری از اون و میزنه دل درد و کمر درد ومیگیرنو معده وپا وارنج وگوش درد ویا مهم ترین مشکل گلو درد که  تو کل سال نگرفتی رو میگیری حالا با مریضی ناچاری کل کتاب رو بخوری.

۱۰)منتظر موندن خیلی سخته میدونم اما این انتظار فقط روزهای معمولی که قراره یه اتفاق خوب ومهم بیفته ونمیفته انگار ساعته باهات لج کرده یا مثلا داره بهت عاقبت آخر سال درسی رو نوشون میده وتو جاش درجا میزنه.اما شب امتحان عمرا اگه یه لحظه جا بمونه جوری میدوئه که وقتی بهش نگاه میکنی ومثلا دو صبحه تا سرت رو پایین میکنی ویه صفحه دوسطری رو میخونی و بلند میکنی ببینی ساعت چنده میبینی چهار صبحه .به خدا ادم حیرت میکنه از این گذر زمان!!!!!!

۱۱)دیگه صبح شده وتا امتحان فقط دوساعت مونده تو صد صفحه اونم یکی به درمیون از کل یه کتاب سیصد صفحه ای خوندی میای اونایی رو که خوندی دوره کنی که حداقل قبول شی میبینی زپلشک  هیچی یادت نمیاد .حالا بازور وفشار به مغزت وکمک گرفتن از کتاب یه چیزهایی حالیت میشه وراهی دانشگاه ومدرست میشی.

۱۲)قبل جلسه امتحان با یکی از دوستات هماهنگ کردی ورقه شو با دید کامل شیش در شیش باز بزاره وخودش هم برسونه بهت تا میری تو کلاس میبینی ای وای مراقبت یه دبیر یا استاده حسابی تیز وفرزه که انگار ده بیست تا چشم در تمام زوایای  سرش داره با دیدنش اونی که هم تو ذهنت بوده میپره چه برسه به کسی که بهش سپرده بودی بهت برسونه  اصلاٌیادت نمیاد کی بود.!سر امتحان هم از ترسش سرت تا خرخره تو برگته انگار داری الیاف سلولزی موجود در برگتو دید میزنی و بررسی میکنی.

۱۳)دقت کردید برگه رو ناخوداگاه که جلوتون میزارن اسمتون هم با کمی مکث روش مینویسید انگار دارید فکر میکنید اسمتون چی بوده.دقیقا میزنه یه سوال که قبل امتحان دویست بار با دوستتت تکرار کردی میاد حالا اگه یادت اومد تا صفحه وبند وپاراگرف ومو قعیت جغرافیایش تویه همون خط که بغل کدوم کلمه هاست هم یادت میاد اما خود اصل کاری عمراٌیادت بیاد .یه چیزهایی توش بلغور میکنی که بیست وپنج صدم رو بگیری حداقل تا بلند میشی به وبرگه رو میدی به در کلاس نرسیده کلمه یادت میاد.

حالا فکر کنید خداوکیلی با این همه مشکلات که خودش یه شاخه هایی هم داره از ما چه جوری انتظار دارن نمره خوب بگیریم یا تک نشیم اخه خداوکیلی انصافه ظلم تا چه حد در حق ما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 



  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ